داستان کوتاه و عاشقانه ی خیانت

خرید بک لینک

داستان کوتاه و عاشقانه ی خیانت

داستان کوتاه و عاشقانه ی خیانت

یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت
اصلا نمی دونست عشق چیه عاشق به کی می گن
تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید
هرکی که می ومد بهش می گفت من یکی رو دوست دارم
بهش می گفت دوست داشتن و عاشقی مال تو کتاب ها و فیلم هاست….

کلبه عاشقانه پسرتنها...

ما را در سایت کلبه عاشقانه پسرتنها دنبال می‌کنید

برچسب: داستان کوتاه و عاشقانه ی خیانت, نویسنده: مسعود تنها بازدید: 976 تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1391 ساعت: 21:27

صفحه بندی