امان از حرف مردم…!
-
تاریخ: 1391/5/11 ساعت: 22:11
داستان کوتاه مردانگی تا کجا…؟! مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه نشین تعویض کند. بادیه نشین ...
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم
-
تاریخ: 1391/5/11 ساعت: 22:11
چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنم چشم های بسته ی تورو، با بوسه بازش می کنمقلب شکسته ی تورو، خودم نوازش می کنمنمی زارم تنگ غروب، دلت بگیره از کسیتا وقتی من کنارتم، به هر چی می خوای می رسیخودم بغل می گیرمت، پر می شم از عطر تنتکاشکی تو هم بفهمی که، می میرم از نبودنتخودم به جای تو شب ها، بهونه ...